نقد سریال لاست – گمشده :
در ساعت 8 شب چهارشنبه 22 سپتامبر سال 2004 میلادی، هنگامی که نخستین اپیزود از سریالی به نام لاست از شبکه تلویزیونی ABC آمریکا پخش شد، هرگز کسی گمان نمیکرد که با پدیده ای به این بزرگی در صنعت سریال سازی و با تاثیری به این ژرفا روبرو باشد.
جی جی آبرامز تهیه کننده سرشناسی که با ساختن Alias، شبکه ABC را به جایگاه اصلی خود در زمینه سریال سازی برگرداند اینبار با همکاری "دیمون لیندلوف" و "کارلتون کیوز" به عنوان تهیه کننده و نویسنده و "استفن ویلیامز" و "جک بندر" به عنوان کارگردان، این سریال را ساخت. آنها شاید خودشان هم در آغاز به موفقیت پروژه رویایی شان باور نداشتند. ساختن سریالی که بخش بزرگی از آن در اوآهو هاوایی _در فاصله 4800 کیلومتری غرب آمریکا_ ساخته شود آنهم با نزدیک به 20 بازیگر اصلی چیزی است که هر تهیه کننده خردمندی به جهت پرخرج بودنش از آن گریزان است. اما نگاه ژرف به سریال لاست نشان میدهد که این سریال فقط به جهت سود رسانی به تهیه کنندگان و شبکه ABC ساخته نشده.
ادامه مطلبصنعت سریال سازی آمریکا
نگاهی به تاریخچه تلویزیون
آشنایی با شبکه های تلویزیونی آمریکا
تاریخچه برنامه های پربیننده تلویزیونی آمریکا
محبوب ترین و پربیننده ترین سریالهای آمریکایی گذشته و امروز با اطلاعات کافی
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب17 شهریور و 30 خرداد
امروز ١٧ شهریور است
روزی که در سال ۵٧، دست بالا ۵ هزار ایرانی در اعتراض به حاکمیت به میدان ژاله رفتند و با شلیک گلوله جنگی از سوی سربازان گارد، خونین ترین حادثه دوران ۵٧ ساله پهلوی روی نمود که در جریان آن به استناد منابع معتبر حدود ٧٠ کشته و چند صد زخمی بر جای ماند
این درحالی است که در حوادث پس از انتخابات و در جریان اعتراضات خیابانی در خرداد ماه امسال، بنابر آمار ارائه شده بیش از ٨٠ نفر کشته شده اند. و شمار زخمی ها تقریبا خارج از اندازه شمارش و بیگمان به هزاران نفر میرسد.
بیش از ۴٠٠٠ نفر دستگیر شده اند و به اموال عمومی میلیاردها خسارت وارد آمد.
و امروز حاکمیت و صدا و سیمای حاکمیت سرود ١٧ شهریور پخش میکند. ١٧شهریور روز ننگ توست، ١٧ شهریور افتخار ماست!!.
ما هم میسراییم سی ام خرداد روز ننگ توست. سی ام خرداد افتخار ماست.
روزه داری از نظر پزشکی
چندین سال پیش که در فضای وبلاگ فارسی بحث علمی روزه داری را مطرح کردم منتظر بودم تا این بحث روزی در این فضا بیشتر مطرح شود.
امروز میبینم که تا اندازه ای چنین شده. همینکه حاکمیت و اسلامگرایان امکانات خود را بسیج کرده تا هر طور شده به مردم بقبولاند که روزه برای بدن مفید است، خودش نشان میدهد که این بحث پیش کشیده شده.
به قول گاندی نخست نادیده ات میگیرند و سپس مسخره ات میکنند و آنگاه به مبارزه با تو بر میخیزند ولی پیروزی از آن توست.
حالا رسیدیم به مرحله مبارزه.
از همه شما میخواهم یکبار هم که شده به شکل علمی به بحث روزه داری اسلامی نگاه کنید و ببینید آیا براستی برای بدن مفید است یا مضر؟
روی لینک ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلبجنایات و مکافات
نامه سرگشاده به آقای مهدی کروبی
آقای کروبی بلافاصله پس از خواندن نامه تان به رفسنجانی مطلبی که در پی می آید را نوشتم، 5 روز است که با خودم کلنجار می روم آن را منتشر کنم یا نه؟ به ویژه که هجوم سنگین گماشتگان ولی فقیه در نهادهای دولتی و نمایشات نماز جمعه برعلیه شما با هدف جلوگیری از افشای واقعیت نیز آغاز شده است.
در طول هفته در تردید و دو دلی به سر می بردم به ویژه که در بحبوحه ی بیست و یکمین سالگرد کشتار 67 به سر می بریم. قصد نداشتم و ندارم در این شرایط شما و تلاش هایتان را تضعیف کنم. مسیر شما را درست ارزیابی می کنم. برای همین خامنه ای افسار ائمه جمعه نزدیک به خودش را باز کرده است. شما خود بهتر می دانید جنایتکاری همچون ابراهیم نکونام کوچکتر از آنست که به شما اسائه ادب کند و خواستار دستگیری و شلاق خوردن تان شود. اما دو چیز مرا وادار می کند این نامه را انتشار دهم.
1- تعهدم به عزیزانی که در زیر خروارها خاک سرد و سیاه خفته اند؛ هیچ منفعتی در این دنیا نمی تواند مرا راضی کند چشم بر حق شان بپوشم. همچنین تعلق خاطرم به هزاران مادر و همسر و فرزندی که عزیزانشان را حاکمیت سیاه و ننگین جمهوری اسلامی پرپر کرد.
2- تعهدم به انسانیت و ارزش های انسانی؛
ادامه مطلبانتخابات مردمی یا مردم انتخاباتی 2 :
بخش دوم :
این چهار سال به سختی گذشت. خاتمی از چندین ماه پیش اعلام کرد که شاید به صحنه بیاید. حتا سفرهای انتخاباتی اش را هم انجام داد ولی در پایان به سود مهندس موسوی که 20 سال دور از میدان بود، کنار کشید و با همه توان از او پشتیبانی کرد. مهدی کروبی که انتظار داشت با نیامدن خاتمی، او نامزد اصلاح طلبان باشد، با گزینش نخبه های اصلاح طلب به عنوان تیم خود _کرباسچی، عباس عبدی، زیدآبادی، ابطحی و ..._ به رویارویی پرداخت. کاری که موسوی اصلا نکرد و نه شعارهای چندان اصلاح طلبانه ای داد و نه تیمی معرفی کرد. همین باعث شد تا روشنفکران و طیف های رادیکالی چون دفتر تحکیم از کروبی پشتیبانی کنند.
محسن رضایی که 4 سال پیش کناره گیری کرده بود، اینبار با قدرتی به مراتب بیش از 4 سال پیش به صحنه آمده بود و بدون توجه به چهره اصولگرایش، هم صدا با اصلاح طلبان به نقد آتشین عملکرد احمدی نژاد میپرداخت. ائتلاف بر ضد احمدی نژاد کامل بود. به گونه ای که او هرسه کاندیدا را منتسب به یک جریان و هسته مرکزی کرده و هاشمی را پشت هرسه دانست...
ادامه مطلبانتخابات مردمی یا مردم انتخاباتی 1 :
بخش یکم : تاریخچه انتخابات پس از انقلاب
پس از تثبیت نظام جمهوری اسلامی در ایران، کمترین قدرت ممکن به نهادهای انتخابی همچون مجلس و دولت داده شد و قدرت اصلی در نهادهای انتصابی همچون رهبری و شورای نگهبان و قوه قضاییه و نیروی های نظامی و انتظامی و اطلاعاتی و صدا و سیما _دور از دسترس مردم_ نهاده شد (درست وارون شرایط پیش از انقلاب که بر اساس قانون اساسی، بیشینه نیروها در اختیار مجلس بود). با اینحال حتا تحمل آزادی در انتخاب مردم در همان دو نهاد کم قدرت انتخابی یعنی مجلس و دولت نیز تحمل نشده و جمهوری اسلامی در همان نخستین انتخابات ریاست جمهوری در سال 1358 به رد صلاحیت نامزدهایی که سلیقه ای متفاوت داشتند پرداخت. بسیاری به بهانه عدم اعتقاد به نظام نوین، عدم التزام به رهبری و ولایت فقیه و عدم ایمان کافی به اسلام ناب محمدی، رد صلاحیت شدند. با اینحال پیروز میدان _ابوالحسن بنی صدر_ با اینکه پایبندی خود به همه موارد بالا را ثابت کرده بود، اختلاف سلیقه ای بزرگ با نیرومندترین روحانیون انقلابی که در "حزب جمهوری اسلامی" گرد آمده بودند داشت. اشکال از آنجا آغاز شد که در انتخابات نخستین مجلس، اکثریت به دست مخالفین بنی صدر از حزب جمهوری اسلامی افتاد. بر اساس قانون اساسی آن زمان، رئیس دولت، نخست وزیر بود که از سوی رئیس جمهور به مجلس پیشنهاد میشد. بدین ترتیب بنی صدر مجبور شد "رجایی" که به هیچ روی با او هم سلیقه نبود را به نخست وزیری بپذیرد. دوگانگی در حاکمیت فقط یکسال تحمل شد. مخالفان بنی صدر که به رهبر نبزدیک تر بودند، رهبر را راضی کردتد تا در فروردین 1360 فرماندهی نیروهای نظامی را از رئیس جمهور بستاند. و همین مقدمه ای شد تا مجلس جرات کند برای نخستین و واپسین بار در تاریخ ایران، رئیس جمهور را برکنار کند. رجایی به آسانی به ریاست جمهوری رسید. حزب جمهوری اسلامی حاکمیت را یکدست کرده بود. نیروهای مخالف دست به اسلحه برده و تابستانی خونین در ایران برپا کردند. در دو انفجار بزرگ در تیر و سپس شهریور، بیشتر بزرگان نظام و انقلاب کشته شدند. هم حزب جمهوری اسلامی و هم مخالفانش در عرض سه ماه حذف شدند!!!. در انتخابات زودهنگام آیت الله خامنه ای که از حادثه جان سالم به در برده بود، به ریاست جمهوری رسید و مهندس موسوی به نخست وزیری. کشور آرام شد و توجه ها معطوف به جنگ و آزاد سازی مناطق اشغالی.
ادامه مطلبسخنی با دولتمردان :
دولتمردان و حاکمان ایران! ظاهرا که شما سواره اید و ما پیاده. همه نیروها در دست شماست و ما به ویژه پس از این انتخابات، در حال از دست دادن یک به یک حقوق اولیه خود هستیم.
رئیس دولت و شخصی که خود را پیروز انتخابات 22 خرداد میداند، میگوید پشتوانه ای 24 میلیونی داشته!! و تاکید دارد که همه 38 میلیون نفر رای دهنده، و حتا آنان که رای ندادند، به پیروزی ایشان و نتیجتا 4 سال ریاست ایشان خرسند و خوشنود گشته اند. ایشان این را ساعاتی پیش در کنفرانس مطبوعاتی با حضور خبرنگاران جهان، اعلام کردند.
پرسش من، یکی از شهروندان این سرزمین _که هیچ آگاهی از درستی و نادرستی نتیجه اعلام شده و میزان محبوبیت نامزد ظاهرا پیروز ندارد_ از شما و دیگر دست اندرکاران و بزرگان کشوری و لشکری این است که اگر چنین است، چرا بیننده رفتارهایی امنیتی، آنهم به این شکل بی مانند و بی پیشینه هستیم؟!!.
اگر اکثریت قاطع ملت به شما رای داده اند و اکنون شادمان و پیروزمند هستند، چه دلیلی برای قطع همه راههای ارتباطی آنان وجود دارد. پیامک و موبایل و اینترنت همه 70 میلیون _از جمله 24 میلیونی که مدعی هستید به شما رای دادند!_ روزهاست که قطع شده. چرا؟ به چه جرمی؟ به چه دلیلی؟ آیا رای دهندگان به خود را تنبیه و مجازات میکنید؟! آیا از برقراری ارتباط میان هواداران خود می هراسید؟! آیا دوست ندارید تا هوادارانتان به هم پیام تبریک و شادباش بگویند و بتوانند هماهنگ باشند تا جشن بگیرند؟!.
چرا روزنامه ها و وبسایت های نامزدهای دیگر را همزمان توقیف کردید؟! اگر آنها اقلیت هستند، چه هراسی از آنان وجود دارد؟! چرا به همه روزنامه ها اخطار کردید که نوشتن کوچکترین انتقادی از انتخابات برابر است با توقیف؟! اگر به کار خود اطمینان دارید، چرا از نقد و پاسخگویی هراسانید؟!.
چرا فعالان سیاسی جناح دیگر را در حرکتی کودتایی، بازداشت کرده و امکان ارتباط نامزدهای ظاهرا شکست خورده! با مردم را از میان برده اید؟ به راستی آقای مهدی کروبی که کمتر از 300 هزار رای در کشور 70 میلیونی داشته است، چه خطری داشته و چه دلیلی برای ایجاد محدودیت برایش دارید؟! اگر آقای میر حسین موسوی 13 میلیون رای آورده، چرا از برقراری ارتباط میان او و هوادارانش میترسید؟! مگر پشتوانه شما 24 میلیونی نیست؟!. چرا از دادن مجوز برای میتینگ و تجمع و راهپیمایی برای نامزدهای دیگر وحشت دارید؟! با توجه به نتیجه آرا، اگر در میتینگ موسوی جمعیتی گرد بیایند، قطعا در میتینگ شما دو برابر همان جمعیت گرد خواهند آمد. مگر اینکه خودتان هم به نتیجه آرا اطمینانی نداشته و به آن شک داشته باشید.
چرا برای برگزاری تجمع هواداران خود و جشن پیروزی، مجبور به تبلیغ پروپاگاندایی صدا و سیما و روزنامه ها و وبسایت های نیرومند دولتی هستید؟! شگفت است که هواداران میلیونی شما که میگویید اکثریت هستند، نمیتوانند به شکل خودجوش در زمان و مکانی یکسان گرد بیایند و محتاجند تا شخص رئیس جمهور در پربیننده ترین ساعت تلویزیون اعلام کند که کی به کجا بیایند!. آنهم با امکانات دولتی و همگانی با هزار دستگاه اتوبوس از سراسر استان تهران!!. با پرچم هایی یک اندازه، یک رنگ، با نوشته هایی یکسان!!. این به خودتان ربط دارد. ولی چرا از میتینگ و تجمع نامزدهای دیگر که نه صدا و سیما را دارند و نه روزنامه و وبسایت و اتوبوس و ... هراس داشته و از صدور مجوز برایش طفره میروید؟!. هواداران اندک و قلیل! آن نامزدها و مخالفان کم شمار شما بدون حتا یک رسانه، آنهم در این فضای بدون اس ام اس و اینترنت، چرا وحشتناک اند؟!
در کنفرانس خود فرمودید، "منتقدان میگویند نتیجه انتخابات خلاف انتظار ما بود، خب انتظارشان را درست کنند. ملت را بشناسند". حال من از شما میپرسم، شما که انتظار درستی از مردم داشته و ملت را خوب میشناسید، چرا این اندازه به هواداران خود بدبین بوده و برای جمع کردن آنها در یک میدان کوچک _ولیعصر تهران_ که در بهترین حالت پذیرای 10 هزار نفر جمعیت خواهد بود نیاز به اعلام سراسری از تلویزیون و آوردن نظام مند آنها با اتوبوس از سطح استان هستید و از آن سو نسبت به هواداران مخالفانتان اینقدر خوشبین بوده و نه به تجمع شان مجوز میدهید و اجازه تبلیغ و اطلاع رسانی برایشان صادر میکنید؟!
شاه بیت سخنان شما در مناظره با آقای موسوی این بود که دروغگو، خائن است و خائن ترسو. و سپس فرمودید "آیا کسی در رفتار دولت من "ترس" دیده است؟"
به فرض که در رفتار دولت شما پیش از انتخابات ترس دیده نشده باشد. آیا به ما اجازه میدهید که بگوییم رفتار دولت شما در این چند روز _از قطع سیستم پیامک و محدودیت های مخابراتی و اینترنتی گرفته تا بستن روزنامه ها و وبسایت ها و بستن دفتر ستادها و احزاب رقیب و خودداری از صدور مجوز برای هرگونه فعالیتی از سوی نامزدها و ستادهای دیگر و دیگر اقداماتی که آنرا وضعیت فوق العاده و حکومت نظامی میخوانند_ مصداق بارز "ترس" است؟.
پس بر اساس منطقی که خودتان چیدید، دولت شما و خود شما که "ترس" را در اقدامات خود از شب انتخابات تا اکنون نشان داده است ممکن است خائن و نتیجتا دروغگو بوده باشد. این خیانت و این دروغ به چیزی جز انتخابات نمیتوانند برگردد. آیا چنین نیست؟
شما در پاسخ به جنجالهای رسانه ها و محافل غرب درباره موضوع هالوکاست، فرمودید "من فقط چند تا پرسش کردم".
اکنون به من به عنوان یکی از شهروندان حق بدهید که پرسش کنم.
و شما هم حق دارید پاسخ گویید. گویا پاسخ شما در فضای مجازی وب، چیزی جز ف ی ل ت ر کردن نیست!!!.
پس منتظر پاسخ شما هستیم.
A help message from inside of a big prison named IRAN
Mayday!
Hey! Is there anybody out there? You! People of the whole world!
We! People of Iran _a great country between Iraq and Afghanistan, up to the Persian gulf_ are dying! Help us right now!
We are calling you, the people, especially free nations in free world.
Help us!.
We are snared in a big bloody trap of a demonic regime and dictator government named "Islamic Republic of Iran".
Now it's 30 years that we live and die in the biggest prison in the world.
And after the comic elections on this Friday _June 12th of 2009_ That ugly dictator _president Ahmadinejad_ decides to start his lifetime dictatorship with his satanic forces. He has censored all the independent medias in Iran. And has enforced his propaganda. Now it's a week that we don't have any communication devices. No independent website! No TV channel! And no SMS! Mobile phones are restricting during the nights and with parasite signals, watching satellite TVs is difficult. Although having satellite TVs in our poor country is forbidden!!.
There is only governmental TV and Radio and governmental newspapers.
Now we have nothing to communicate with each other and with you people, out of this prison.
Our sisters, Our Brothers, Our children, Our women and our students are being massacred out of my window, in the streets right infront of world's eyes. Is that correct that we are living in the global vilage?. So why a 70 million nation is being slaughtered just because of the right for freedom and liberty?. If you don't believe this, watch VOA channel or BBC and other TVs. Or see websites.
All we want in these days is right to have protesting meetings and demonstrations. We don't believe in any type of harsh acts. Our movement _acording to the ancient persians' culture_ is completely peaceful. We don't want another black revolution like the 1979's. We prefer to be reformists, rather to revolutionists. This people want noting but civil liberties, freedom of religion, freedom of speech and freedom of choice and vote. And the misfortune is that we were having these in our past and have missed them one by one.
Please think for a moment and put yourselves in our place. And then for god's sake and for humanity, do something. Ask your government to reject the elections and the presidency of Ahmadinejad. Take our voice and send it to your people, the government of your country, World Organizations and free medias.
Thank you!
By B.S : A citizen of Iran
Tehran, June 14th
Français :
Un message d'aide à l'intérieur d'une grande prison nommée IRAN
Il y a quelqu'un? Vous! Tout le monde, dans le monde entier!
Nous! les habitants iraniens_ un grand pays ancien entre Iraq et Afghanistan, jusqu'au golf persan_ sommes en train de mourir!
Nous vous appelons, le monde, surtout les habitants des pays et du monde libre.
Aidez_ nous!
On est piègè dans un grand piège ensanglanté d'un régime dictatorial nommée la République islamique d'Iran.
Maintenant c'est plus de 30 ans qu'on habite et mort dans la plus grand prison du monde!
Apres l'élection comique du vendredi 12 juin 2009, ce mauvais dictateur_Mahmoud Ahmadinejad_ á décidé de recommencer son gouvernement dictatorial avec la force la plus dur, sans vraiment compter les votes. C'est pour ça qu'on dit c'était la sélection pas l'élection! Il a censuré tous les medias indépendants, les Canal et a imposé sa propagande.
C'est presque une semaine qu'on n'a plus de façon pour communiquer! Pas de site web indépendant, pas de télé canal, pas de SMS! En plus les téléphones mobile sont restreints pendent les journées! Bien que avoir le satellite, ait été déjà interdit maintenant on a même plus de difficulté de le regarder.Ca nous n'existe pas que la télévision, la radio, et les journaux gouvernementaux. Et on n'a rien pour communiquer avec vous _les gens l'hors de prison_ ou même nous même!.
Nos sœurs, nos frères, nos enfants, et nos étudiants ont été massacrés sur les rues seulement pour qu'on veuille la liberté et la vraie démocratie comme notre droit essentiel.
On_ une nation de 70 millions habitants_ est tout contre les violences et on ne veut pas que nos droits pour démonstrations et protestations et notre but à cause de culture ancienne d'Iran, est complément paisible et pacifique.
On ne veut plus de révolution noire comme celle de 1979 en Iran. On préfère être le réformiste plutôt que la révolutionnaire.
Pour nous aider vous pouvez demander à vos gouvernements de rejeter l'élection et la présidence de Mahmoud Ahmadinejad.
Il faut envoyer notre voix au monde libre entier
Merci de bien reçu notre message
Traduit par A.A
تحلیل میزان راستین حق رای در ایران :
از سال 82 که با ناامید شدن از اصلاحات انتخابات محور _به قول تحکیمی ها_ به تحریم پیوستم، موضوعی را دنبال کردم که میتوان گفت آنزمان هیچ وبلاگ نویسی بدان نپرداخت و آن شمار راستین مردم دارای حق رای در ایران بود. تا با کمک آن به عدد درست مشارکت و تحریم کنندگان برسیم. البته این مشکل حتا در سطح کلان نظام هم به وجود آمد. به گونه ای که در همان سال، شورای نگهبان به ارائه یک عدد به عنوان واجدان حق رای پرداخت!! درحالیکه چنین چیزی وظیفه سازمان آمار و ثبت احوال است. جالب آنکه عدد شورای نگهبان چند میلیون کمتر از عدد دولت بود. دولت 46 میلیون را اعلام کرد و شورای نگهبان 43.7 میلیون. دلیل یک چیز بود و آن اینکه هرچه این عدد کمتر باشد، درسد (درصد) شرکت کنندگان بالا میرود. این یعنی بخشی از حاکمیت تلاش کرد تا علاوه بر افزایش رای دهنده ها، از واجدان حق رای بکاهد!!.
در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 تحریم به اوج خود رسید. اکثریت دگرگونی خواه مردم، خسته از 8 سال بلاتکلیفی دوران خاتمی دو راه داشتند و عملا به دو بخش تجزیه شدند. آنان که با خانه نشینی و کاستن از میزان مشارکت خواهان نشان دادن اعتراض خود به وضع موجود بودند و آنان که باور داشتند باید میان همین گزینه ها (7 نامزد) مناسب ترین را برگزید. مشکل گروه دوم به اجماع نرسیدن بر سر نامزد بود. سه گزینه معین، کروبی و رفسنجانی با تلاش بسیار خود را جانشین بر حق خاتمی خواندند. در مجموع 17 میلیون نفر به این سه رای دادند و باقی آرا به حساب کاندیداهای دیگر ریخته شد. بر اساس اعلام رسمی، 28 میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. به گفته خودشان در سال 82 حق رای 46 میلیون نفر بود. و حالا پس از دو سال بیش از 2 میلیون کاسته شده بود!!!
برای دیدن باقی نوشتار روی "ادامه مطلب" کلیک کنید
ادامه مطلب
